خرید بک لینک
گاهی اصلا گمان نمیکنی ولی میشود گاهی نمیشود...نمیشود که نمیشود گاهی هزار دوره دعایی اجابت است گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود گاهی گدای گدایی و بخت نیست گاهی تمام شهر گدای تو میشود خدایا ابر ها مهیای حضورند"من هم آماده اش"پس ببار بهترین هارا! خیلی قشنگه.....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 11:13

.دیگه سکوت علامت رضا نیس....بی تفاوتی محضه پس اشتباه برداشت نکن لطفا! . وقتی بهم گفتی فراموشم کن "داشتم به مغزم فشار میاوردم که تو کی هستی اصلا! .روزگار بدی ست درست وقتی در آتش میسوزی همه به بهانه آب آوردن میروند! "آخه از زندگی چی میخای که در خدایی خدا پیدا نمیشه؟!"ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 17:13

دیشب بعد مدت ها تصمیم گرفتم برم خونه شون...البته با خودم قرار گذاشته بودم که اصن نرم...ولی خب شد دیگه!!!! اولش خانوادگی باهاشون سرسنگین بودیم ولی بعدش من یکم نرم تر شدم و شروع به گپ زدن کردم مثلا!!!! ولی تهش به این نتیجه رسیدم که: ما میتونیم چیزای زیادی به آدمای اطرافمون بدیم مثل محبت"لبخند"لذت شادبودن و......اما لیاقت داشتن این هارو ما نمیتونیم بهشون بدیم! بنظرم ظرفیت اینو ندارن که یکبار دیگه مث قبل باهاشون رفتار بشه! اللخصوص با اون رفتاری که با "M" داشتن...... من هرچقدر بگم نه .....ولی بازم ته قلبم خونوادم همه دنیام هستن و اولویت های زندگیم! پس فرمول ساده هست که بگم تنفر که نه ولی دیگه کلا اهمیتی اون دیگران برام ندارن و به این نتیجه رسیدم که حتی لیاقت هم صحبتی باهام رو ندارن!!!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 21:22

امروز روز خیلی خوبی بود هم هوا بهاری بود و هم اینکه بعد مدت ها دوست هامو دیدم واقعا دلم برای این دورهمی تنگ شده بود یادهمه خل بازی هامون افتادم....چقد دیوونه بودیم مااااااااااااااااا سولار کوچولو چقدبزرگ شده بود....چقد جلو مامانم مودب بوداااااا ولی اون خل بازی هارو داشت هنوز دلی که دیگه تهش بود....آخر سیاست...والا آنیسا محترمه هم طبق معمول کم مونده بود با اون سوتی شاخش آبرومونو ببره بوخودااااا ولی این 3تا برام یه چیز دیگه اند ...با تمام این خل بازی هامون فقط یه چیز بینمون واقعنی هست اونم اینه که بهم اعتماد داریم و واقعنی نمیخوایم برای هیچکدوممون اتفاق بدی بیوفته!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت: 23:22

دلتنگی همیشه به معنای خودش نیست گاهی واقعن دلت تنگ میشه..........خیلی تنگ........ گاهی حتی خودت هم در دلت جا نمیشی چه برسه به بقیه گاهی آروم آروم.....گاهی تند تند...... ولی آخرش تنگ میشه.... وقتی بهم میگن دلمون برات تنگ شده فقط یه نتیجه میگیرم دلشون کوچیک شده و جایی واسم نمونده تو دلشون تحلیل منه .....به درست و غلطش هم کاری ندارم!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 19:53

1.افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا بگویم دوستت دارم او را که مرا به سخره گرفتی! 2.وبا خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام! 3.ومرا به مبارزه طلبیدی و چنان توهم زده شدی که گمان بردی بر همه چیز قدرت داری! 4.غیر از من که خدایی برایت کرده است؟! (یس30-انبیا87-یونس24-اعراف59)ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 19:53

هي ميخام بيام پست بذارم .....چت ميكنن....درخواست(خاك برسري)ميدن يكي نيس بگه آخه به كجا ميخاين برسين تهش كه چي.....هركاري با ناموس مردم كني همون كارو باتو ناموست ميكنن.......نكن برادرم....سخته ها..كنترل كردن نفس سخته...كنترل كردن نگاه سخته....ولي لذت زود گذر نمي ارزه به اين همه گناه...نمي ارزه كه قلبت سياه بشه.....ربطي به مذهبي بودن يا نبودن نداره....روح كه بيمار باشه جسم داغون ميشه.... چي رو بخاطر چي ميخاين فدا كنين...فك كنين يه ذره!!!!!!!!!الآن يكي داره باهام چت ميكنه چرت و پرت ميگه بدجور رو اعصابه ...الآنم فك كنم ميخاد خرم كنه...........اااااااااااااخداااااااااااااااااادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت: 6:09

نه دوس دارم موهامو رنگ كنم.........نه تا ساعت12 شب بيرون باشم....نه لب به هيچ خوراكي حرومي ميزنم....موهام رنگش به اندازه كافي خاص هس خودمو توآرايش خفه نميكنم واسه جلب توجه...جايي كه جنس مخالف هس ناز نميكنم...بلد نيستم دورو باشم چون خانواده ام با فرهنگن...دنبال پول و ماشين مدل بالاي اين و اون نيستم چون خانواده ام برام كم نذاشتن و عقده اي نيستم مهم نيس پشت سرم چي ميگن چون كسايي كه برام مهمن ميشناسنم.... تيپم ساده ست..بهم ميگن مغرورم چون اهل كاراي خجالت آور نيستم...هركسي رو غرق محبت نميكنم..به هر كي از راه رسيد نميگم دوست دارم.. همينم كه هستم..من عوض نميشم ...براي من دختر بودن يني همين وگرنه جنس آشغال و ارزون زياد پيدا ميشه!!!!!!!!!!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت: 6:09

من الآن با يه دختر خانومي آشنا شدم كه خيلي شبيه دوستم(A)هستن...مدل حرف زدنشون بخصوص....خيلي وقته دوستمو نديدم....خيلي وقته حتي تلفني باهاش حرف نزدم...ارتباطمون محدود شده به چن تا پيام گاه گداري.....خيلي كنجكاوم بدونم ارتباطش با نامزدش چطور پيش ميره...خوبه؟بده؟ تازه قدر دوران مدرسه رو ميشه فهميد....من روزي10الي12ساعت رو تو مدرسه ميگذروندم اما الآن منم و همين خونه....حوصله ام سر بره توش قدم ميزنم....مثلا ما ويلا با 500متر زيربنا داريم!!!!!!! چهار نفر بوديم فقط يكي رفت دانشگاه...بقيه هستيم....حال هم و نمي پرسيم...چون فك ميكنيم اون يكي داره درس ميكنه درس نيس روحيه شو داغون كنيم.... من ازبس وانمود كردم همه چي خوبه اصن عاليه ومن از وضعيت كاملا راضيم...ديگه خسته شدم ازخودم دلم ميدوني براي چي تنگ شده؟براي روزايي كه درد بقيه مهمتر از درد خودم بود..وقتايي كه بيشترنگران اطرافيانم بودم تا خودم..از خودم خيلي گذشتم براشون...وقتايي كه ميخواستم بهترين باشم تا به بقيه كمك كنم...اما...الآن ميخام بهترين باشم تا چشم بقيه رو در بيارم ميخام بهترين باشم تا حال همه رو بگيرم.....چرا آخه!!!!!!!!!!!چقد عوض شدمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت: 6:09

چقدامروز ناراحت شدم...ببخشيد كه نتونستم جبران كنم واقعا براي خودم متاسفم...غم امروز نگاهت رو هيچ وقت يادم نميره... پدرم كمرم از غم سنگين نگاهت خم باد..... شايد ديگه باورم نداشته باشي و فكر كني با دختري كه قبلا قبولش داشتي فرق كردم.....بخدا من همونم...اگه بغلت نكردم يا هيچ وقت دستت رو نبوسيدم...ناسپاس نيستم...فقط خجالت ميكشم از شما...از دستات از چروك هاي پيشونيت از سكوتت در برابر اشتباهاتم....منو ببخش همين! پدرم شايد من شاهزاده روياهامو پيدا كنم ولي تو هميشه پادشاه قلبم باقي مي موني!قول دادم امروز بهت كه جبران ميكنم...اينجا هم قولم رو ثبت ميكنم!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت: 6:09

قانون لیاقت ها جهان هستی آنچه به تو می دهد،که لیاقت آن را داری،نه آنچه راکه لازم داری باید که جمله جان شویتا لایقجانان شوی. يکی قشنگی مزرعه رو میبینه و یکی کثیفیپنجره، این تویی که تصمیم میگیرى چی ببینی امیدوارم همیشه قشنگ ببینی حتی از پشت پنجره کثیف... حیف که یادمان می رود بسیاری از آنچه امروز داریم ازهمان دعاهایی بود که فکر می کردیم خدا آنها را نمی شنود هروقت درفریب دادن کسی موفق شدی،به این فکر نباش که اون چقدراحمق بوده به این فکرکن که اون چقدر به تو اعتماد داشته از کودک فال فروش پرسیدم: چه میکنی؟گفت از حماقت انسان ها تکه نانی در می آورم اینها از منی که در امروزم مانده ام،فردایشان را می خواهند... کودکي که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بودند روي ساحل نوشت: دريا دزد است!!!! مردي که از دريا ماهي گرفته بود روي ماسه ها نوشت: دريا سخاوتمندترين سفره هستيست!! موج آمد و جملات را با خود شست و تنها اين پيام باقيماند: حرفهاي ديگران را در وسعت خويش حل کن تا دريا بماني... اگه یکی تو رو نمیخواددلیل این نیست که تو خواستنی نیستی بدون شك تو يكي از بهترين ها هستیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت: 6:09

روزي مجنون از سجاده شخصي عبور كرد مرد نمازش را شكست وگفت:اي مرد! در حال راز و نياز با خدا بودم تو چگونه اين رشته را بريدي؟مجنون لبخندي زدو گف عاشق بنده اي هستم و تورا نديدم تو عاشق خدايي و مرا ديدي؟؟!!!!!! با تمام وجود گناه كرديم نه نعمت هايش را از ما گرفت و نه گناهانمان را فاش كرد...اگر بندگي اش را ميكرديم چه مي كرد!!! شرم ميكنم با ترازوي كودك گرسنه كنار پياده رو وزن سيري ام را بكشم... ما ميتونيم كه خيلي چيزا به آدماي اطرافمون هديه كنيم..مثل عشق لذت محبت و...ولي لياقت داشتن اينها رو ما نمي تونيم بهشون بديم! ميگويند سختي ها نمك زندگي است...اما چرا كسي نفهميد؟نمك براي من كه خاطراتم زخمي ست شور نيست...مزه درد ميدهد! زندگي مرا كشت...مانده ام مرگ ديگر با من چه ميكند....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت: 6:09

یکبار برای همیشه میگم:

نترس اگه دل تو از خواب کهنه پاشه

شاید خدا قصه تو از نو نوشته باشه

خدایا ممنون که قصه منو یبار دیگه پاک نویس کردی...

برچسب: نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت: 6:09

هيچ كس

ارزش شكستن ارزش هايت

را ندارد!

برچسب: name,meaning,m, نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 1:56

آرزوي من واسه تو اينه كه: نتراود اشك بروي چشمانت مگر از شوق زياد وبه اندازه هر روز تو عاشق باشي...عاشق آنكه تو را ميخواهد و به لبخند تو از خويش رها ميگردد و تورا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت ميخواهد! مادرم! از فكر من بگذر خيالت تخت باشد من ميتوانم بي توهم خوشبخت باشم..اين(من)كه با هر ضربه اي از پا در مي آيد تصميم دارد بعد از اين سر سخت باشد تصميم دارد با خودش بسازد تصميم دارد هم بسوزد هم بسازد..............................ادامه مطلب

برچسب: برای مادرم,براي مادرم,برای مادرم چی بخرم؟, نویسنده: آرتمیس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 1:56

صفحه بندی